با عنوان :  اثر فاصله کاشت و مدیریت علف­های هرز بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا سبز

دانشگاه آزاداسلامي

واحد علوم تحقيقات گيلان

دانشكده كشاورزي

پايان نامه برای دریافت مدرک كارشناسي ارشد زراعت (M.Sc)

 عنوان:

اثر فاصله کاشت و مدیریت علف­های هرز بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا سبز

 استاد راهنما :

دكتر هاشم امين پناه

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب

فصل اول. 1

1-1-مقدمه. 2

1-2- فرضیات پژوهش…. 4

1-3- اهداف پژوهش…. 5

فصل دوم . 6

2-1-حبوبات… 7

2-2- لوبیا 7

2-3-تراکم کاشت… 8

2-3-1- اثر تراکم کاشت بر رشد رویشی.. 9

2-3-2- اثر تراکم کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد. 11

2-3-3- اثر فاصله کاشت بر رشد رویشی.. 14

2-3-4- اثر فاصله کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد. 15

2-3-5- اثر آرایش و فاصله کاشت بر رقابت بین گیاهان زراعی و علف­های هرز. 17

2-4- اهمیت کنترل علف­های هرز. 20

2-5- روش­های کنترل علف­های هرز. 20

2-6- اثر علف­های هرز بر عملکرد و اجزای عملکرد. 26

 
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

3-1- موقعیت مکانی و زمانی انجام پژوهش…. 27

3-2- اطلاعات هواشناسی.. 27

3-3-ویژگی­های خاک مزرعه آزمایشی…28

3-4- طرح کلی آزمایش…. 29

3-5- صفات مورد آزمایش…. 29

3-5-1- ارتفاع گیاه 29

3-5-2- وزن خشک برگ…. 29

3-5-3- وزن خشک ساقه. 30

3-5-4- طول غلاف… 30

3-5-5–اجزای عملکرد. 30

3-5-6–اندازه­گیری عناصر. 30

3-5-7– وزن خشک علف­های هرز. 31

3-6- محاسبات آماری.. 31

فصل چهارم. 32

4-1- عملکرد غلاف 33

4-1-1- عملکرد غلاف در مرحله 1. 33

4-1-2- عملکرد غلاف مرحله 2. 35

4-1-3- عملکرد غلاف مرحله 3. 37

4-1-4- مجموع عملکرد غلاف… 38

4-2- ارتفاع گیاه در مرحله 1. 40

ب

4-3- ارتفاع گیاه در مرحله 3. 42

4-4- وزن خشک برگ مرحله 1. 43

4-5- وزن خشک برگ مرحله 3. 44

4-6- وزن خشک ساقه مرحله 1. 45

4-7- وزن خشک ساقه مرحله 3. 46

4-8- تعداد غلاف در متر مربع. 47

4-9- تعداد انشعابات در بوته. 48

4-10- طول غلاف… 49

4-11- نیتروژن کل.. 49

4-12- وزن خشك علف­هاي هرز. 50

4-13نتيجه گيري كلي.. 51

4-14-پيشنهادها……52

ج

فهرست منابع.53

چکیده

به ­مقصود مطالعه اثر فاصله کاشت و مدیریت علف­های هرز بر عملکرد لوبیا سبز، آزمایشی در سال 1392 در رامسر، شمال ایران، انجام گردید. این آزمایش به­ صورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. فاکتور­های آزمایش عبارت بودند از: فاصله کاشت (20×50، 20×40 و 30×30 سانتی­متر در سانتی­متر) و مدیریت علف­های هرز (یک­بار وجین، دوبار وجین، کنترل شیمیایی با علف­کش بنتازون و عدم وجین). صفات مورد مطالعه در این آزمایش شامل ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد انشعابات در بوته، طول غلاف، عملکرد سبز غلاف، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه، نیتروژن کل غلاف، و وزن خشک علف­های هرز بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات فواصل کاشت و مدیریت علف­های هرز بر عملكرد سبز غلاف در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بود، در حالي­كه اثرات متقابل بین فاکتورها بر عملکرد سبز غلاف معني دار نبود. همچنین اثر اصلی مدیریت علف­های هرز بر وزن خشک علف هرز معنی­دار بود در حالی­که اثر اصلی فاصله کاشت و نیز اثر متقابل بین مدیریت علف­های هرز و فاصله کاشت بر وزن خشک علف­های هرز معنی­دار نبود. نتایح مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین عملکرد غلاف سبز مربوط به فاصله کاشت 20×40 سانتی متر بود و کمترین عملکرد غلاف سبز نیز به فاصله 30×30 سانتی­متر اختصاص داشت. همچنین حداكثر عملكرد غلاف سبز در صورت دو بار وجين علف­هاي هرز حاصل گردید، در حالی­که حداقل آن در صورت عدم وجین و کنترل شیمیایی علف­های هرز بدست آمد. همچنین حداکثر و حداقل وزن خشک علف­های هرز به ترتیب در تیمارهای بدون وجین و دوبار وجین علف­های هرز نظاره گردید. بر اساس نتایج این آزمایش، جهت دستیابی به حداکثر عملکرد غلاف سبز، فاصله کاشت 20×40 سانتی متر و دو بار وجین علف­های هرز توصیه می­گردد.

کلمات کلیدی: فاصله کاشت، مدیریت علف­های هرز، لوبیا سبز.

 1-مقدمه

لوبیا به عنوان دومین لگوم پس از نخود در سراسر جهان از لحاظ تغذیه­ای مهم می­باشد و با داشتن 22-25 درصد پروتئین، 56-58 درصد کربوهیدرات در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به عنوان یکی از منابع مهم پروتئین گیاهی به شمار می رود. لوبیا سبز با نام علمی Phasaeolusvulgaris L. از خانواده Fabaceae گیاهی یکساله می باشد که از غلاف سبز و دانه پخته آن بهره گیری می­گردد. لوبیا سبز مانند محصولاتی می باشد که می­توان آن را در زمان­های مختلف (بهار، تابستان و پاییز) کشت نمود. سطح زیر کشت آن در دنیا بالغ بر 3/27 میلیون هکتار با متوسط عملکرد حدود 660 کیلوگرم در هکتار می باشد. در ایران سطح زیر کشت آن حدود 240 هزار هکتار با عملکرد متوسط 1500 کیلوگرم در هکتار می باشد (اسکیپتز، 2004).

عدم آگاهی از مدیریت صحیح محصولات زراعی یکی از عوامل اساسی در کاهش عملکرد گیاهان زراعي می­باشد. عملکرد هر محصول زراعی حاصل رقابت برون و درون بوته­ای بر سر عوامل محیط رشد می­باشد. حداکثر عملکرد زمانی حاصل می­گردد که این رقابت­ها به حداقل رسیده و گیاه بتواند از عوامل محیطی رشد، حداکثر بهره گیری را بنماید (خواجه­پور، 1365). توزیع فضایی گیاهان در یک جامعه زراعی با جذب تشعشع در ارتباط می باشد و این صفت، تأثیر تعیین­کننده­ای در ظرفیت فتوسنتزی و عملکرد دارد (ولز، 1991؛ اگلی، 1998)، زیرا سرعت رشد محصول تابعی از انرژی تشعشعی مورد بهره گیری در فتوسنتز می باشد (توتیو و گورجنر، 1988؛ ولز و همکاران، 1993). نفوذ نامتعادل نور به پوشش گیاهی باعث افت عملکرد می­گردد. به­طورکلی افزایش کارایی جذب تشعشع خورشیدی نیاز به سطح برگ کافی و توزیع یکنواخت برگ در پوشش گیاهی دارد. این هدف با تغییر تراکم و الگوی کاشت بوته­ها روی سطح خاک میسّر می باشد (ایکدا، 1992؛ شیبلز و وبر، 1996). فواصل مناسب بین ردیف­های کاشت و بین بوته­ها در روی ردیف کاشت، تعیین­کننده فضای رشد قابل بهره گیری هر بوته می­باشد. تراکم مناسب و توزیع متعادل بوته­ها در واحد سطح، موجب بهره گیری بهتر از رطوبت، مواد غذایی و نور گردیده و موجب افزایش عملکرد می­گردد (کوچکی و سرمدنیا، 1377). تراکم کاشت مانند عواملی­می باشد که به­گونه مستقیم عملکرد محصول را تحت تأثیر قرار می­دهد. ­فاصله کاشت بوته­ها بستگی به هدف کاشت دارد. اگر هدف تولید بذر باشد بایستی فواصل کاشت افزایش داده ­گردد تا کمیّت و کیفیت محصول افزایش یابد، اما اگر هدف تولید کود سبز و علوفه دامی باشد، تراکم بیشتر مد نظر خواهد بود (عبدحق، 1364). اگر فاصله کاشت گیاهان بیش از حد معمول باشد مسلماً تعداد بوته در واحد سطح کاهش یافته و عملکرد با نقصان مواجه می­گردد. از طرفی دیگر اگر فاصله کشت خیلی کم بوده و تراکم کشت بالا باشد، رقابت درون­گونه­ای پیش می­آید و این امر خود موجب کاهش عملکرد خواهد گردید (مظاهری، 1377). پس یکی از نیازهای مهم در برنامه­ریزی زراعی با هدف دستیابی به عملکرد بالا و کیفیت مطلوب، تعیین بهترین فاصله کاشت محصول می باشد (بابایی، 1377).

علف­های هرز با رقابت بر سر منابع (آب، مواد غذایی، نور و …) مانع از دسترسی مطلوب گیاه زراعی به این منابع شده و در نتیجه کاهش تولید و افزایش هزینه آن را باعث می­گردد (خداکرم­زاده و همکاران، 1377). علف­های هرز با تأثیر بر اجزای عملکرد، اثر خود را بر عملکرد اعمال می­کنند. نتایج تحقیقات مختلف نشان از اثر منفی علف­های هرز بر اجزای عملکرد محصولات زراعی دارد (احمدوند، 1381؛ سلیمی و انگجی، 1374؛ کادنی و همکاران، 1989 aوb ؛ موریشیتا و همکاران، 1991؛ ویور و ایوانی، 1998). امروزه بحث کاهش مصرف سموم شیمیایی به­علت مخاطرات زیست­محیطی مصرف علف­کش­ها به امری جدی مبدل گشته می باشد (دیهیم­فرد و همکاران، 1383). بهره­گیری از مدیریت تلفیقی علف­های هرز به­عنوان راهکاری مناسب جهت دستیابی به مدیریت پایدار از طریق استراتژای­هایی مانند افزایش تراکم، بهره گیری از مالچ، شخم حفاظتی، کولتیواسیون و … موجب کاهش مصرف علف­کش­ها می­گردد (نورس­ورتی و الویرا، 2004). مدیریت تلفیقی علف­های هرز که شامل ترکیبی از این عوامل به­همراه کاربرد علف­کش­ها می باشد که از یک سو باعث افزایش توان رقابتی محصول در روبرو شدن با علف­های هرز می­گردد و از سوی دیگر قادر می باشد موجب کاهش دُز مصرف علف­کش­های رایج گردد (نورس­ورتی و فردریک، 2005). به­واسطه این­که علف­های هرز عموماً از رشد نسبی بالایی برخوردارند؛ لذا حساسیت زیادی به سایه­اندازی دارند و در نتیجه می­توان رشد آن­ها را توسط گیاهان زراعی که کانوپی برگ آن­ها، علف­های هرز را می­پوشاند پایین نگه ­داشت (کانوسکان، 2000). با کاهش فاصله ردیف کاشت و افزایش فاصله بین بوته­ها استقرار به­حالت مربع نزدیک می­گردد و گیاه به بهترین وجه از عوامل محیطی نظیر نور، آب، مواد غذایی و … بهره گیری می­کند (افشارمنش، 1386). پس این آزمایش با هدف مطالعه اثرات فاصله کاشت و مدیریت علف­های هرز بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا سبز انجام گردید.

1-2- فرضیات پژوهش

1- وجین دستی علف­های هرز باعث افزایش بیشتر عملکرد لوبیا سبز در مقایسه با کنترل شیمیایی علف­های هرز می­گردد.

2- فاصله کاشت 30 × 30 نسبت به فواصل کاشت 20 × 40 و 20 × 50 اثر مطلوب­تری در کنترل علف­های هرز دارد.

3- عملکرد لوبیای سبز در فاصله کاشت30 × 30 بیشتر از فاصله کاشت 20 × 40 و 20 × 50 می باشد.

4- در صورت عدم کنترل علف­های هرز، عملکرد لوبیا به گونه معنی­داری کاهش می­یابد.

5- در صورت عدم کنترل علف­های هرز، عملکرد لوبیا درفاصله کاشت­ 30 × 30 بیشتر از فاصله کاشت 20 × 40 و 20 × 50 می باشد.

حبوبات

حبوبات دانه­هاي خشك خوراكي هســتندكه به خانواده بقولات تعلق دارند. بذور رســيده و خشــك حبوبات د اراي ارزش غذايي زيــاد و قابليت نگهداري خوبي هســتند و يكي از مهمترين منابع غذايي سرشار از پروتئين(۱۸ تا ۳۲ درصد) مي­باشــند. طبق مطالعات انجام شده، تركيب مناسبي از پروتئين حبوبات با غلات مي­تواند ســوء تغذيه و كمبود اســيد هاي آمينه را بر طرف سازد. از طرف ديگر با در نظر داشتن توانايي تثبيت ازت در اين گياهان، قرار دادن آنها در تناوب، به پايداري سيستم­هاي زراعي كمك مي كند (باقري،1380).

مقدار پروتئين موجود در بذر حبوبات 2 تا 3 برابر بيشتر از پروتئين موجود در دانه غلات و 10 تا 20 برابر بيشتر از پروتئين موجود در گياهان غده‌اي و نشاسته‌اي می باشد. انواع لوبيا در بين گياهان تجاري حاوي بيشترين مقدار پروتئين هستند(باقري،1380). لوبيا مهمترين عضو خانواده حبوبات به شمار مي­آيد و به خاطر درصد بالاي پروتئين و ساير خصوصيات مطلوب زراعي، بيشترين سطح زير كشت را در بين حبوبات به خود اختصاص داده می باشد (مجنون حسيني،1372).

     2-2- لوبیا

لوبيا (Phaseolus. vulgaris) يكي از حبوبات مهم می باشد كه به صورت مســتقيم مورد اســتفاده انســان قرار مي گيرد ، ۵۰ درصد حبوبــات مورد اســتفاده در جهان بوسيله لوبيا تأمين مي­شــود (McClean et al,2004). لوبيا در بسياري از كشــورها مانند برزيل و مكزيك يك منبع عمده غذايي محســوب مي­گردد ( Broughton et al,2003).

لوبيا يكي از مهمترين گونه­هاي حبوبات بوده و سطح زير كشت جهاني انواع آن 24 ميليون هكتار می باشد، از اين نظر در بين حبوبات مقام اول را دارا مي­باشد. در حال حاضر 18 نوع لوبيا در جهان كاشته مي گردد ( كوچكي، 1372 ). لوبيا چيتي يكي از زير گونه­هاي لوبيا ســبز و منشــاء آن آمريكاي مركزي و جنوبي اســت، متوســط توليد دانه خشــك لوبيا در ايران هزار كيلوگرم در هكتار می باشد (هاشمي جزي، 1382).

اگرچه ارقام بسياري از لوبيا در دامنه وسيعي از محيط­ها داراي پتانسيل عملكرد بالايي هستند، ولي قابليت توليد عملكرد ناشي از سازگاري گياه به شرايط موجود فصل رشد درجه حرارت، فتوپريود و عمليات مديريت گياه زراعي می باشد (باقري، 1380). از آنجايي­كه مبدأ اصلي لوبيا مناطق گرمسيري و آمريكاي جنوبي می باشد. لوبيا نباتي حرارت دوست مي‌باشد و به سرما و يخبندان بسيار حساس بوده و در بهار تا زماني كه درجه حرارت محيط به قدر كافي بالا نرود نمي­توان به كشت آن مبادرت ورزيد. اگر درجه حرارت در موقع كشت لوبياهاي پاكوتاه از 12 درجه و در لوبياهاي پا بلند از 14 درجه سانتي‌گراد كمتر باشد خوب رشد نمي‌نمايند و از اين نظر خاك بايد در بهار كاملاً گرم شده باشد. درجه حرارت زياد در طول تابستان باعث ريزش گل­ها و كاهش ميزان تشكيل دانه در آن­ها خواهد گردید. درجه حرارت مناسب براي رشد و نمو لوبيا حدود 25 تا 30 درجه سانتي‌گراد می باشد. در درجه حرارت‌هاي بالاتر از 45 درجه سانتي‌گراد گياه به بذر نمي‌نشيند و حرارت‌هاي پايين‌تر از 15 درجه سانتي‌گراد براي رشد و نمو آن مناسب نيست. ­براي رشد و نمو كامل لوبيا 120 تا 130 روز كافي می باشد به شرطي كه درجه حرارت محيط هیچگاه به صفر يا زير صفر نرسد (مجنون حسيني، 1372).

     2-3-تراکم کاشت

عملكرد دانه نتيجه رقابت برون گونه اي و درون گونه اي در كسب نهاده­هاي توليد براي رشد و نمو می باشد و براي به حداقل رساندن اين رقابت‌ها و حصول حداكثر عملكرد دانه، علاوه بر تراكم، نحوه توزيع بوته در واحد سطح از اهميت زيادي برخوردار می باشد و فاصله بوته در واحد سطح بر پراكنش مناسب نور در درون جامعه گياهي مؤثر می باشد و تأثیر اصلي فاصله كاشت بر رشد و نمو گياه به علت تفاوت در چگونگي توزيع و پراكنش انرژي و كميت و كيفيت نور در داخل جامعه گياهي می باشد كه در افزايش جذب تشعشع خورشيدي، موجب افزايش عملكرد دانه و عملکرد بيولوژيك مي‌گردد (زماني و همکاران،1372; Orcutt et al,2000).

        2-3-1- اثر فاصله کاشت بر رشد رویشی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

افزايش عملكرد در واحد سطح يكي از مهمترين عوامل مؤثر در بالا بردن توليد لوبیا می باشد. از آنجايي­كه ميزان دسترسي به منابع مورد بهره گیری يك گياه مانند تشعشع خورشيدي، آب قابل بهره گیری و مواد غذايي همگي ارتباط زيادي با تراكم گياهي دارند، تنظيم جمعيت گياهي بر اساس ميزان موجودي اين منابع جهت بالا بردن عملكرد در واحد سطح حائز اهميت خواهد بود. ماسون و لینر (1986) با ارزيابي اثر فاصله بوته روي رديف (فاصله از بين رديف 91 سانتي‌متر) بر روي گياه لوبيا چشم بلبلي دريافتند كه فاصله بوته بر ارتفاع گياه در مرحله پرشدن دانه بيشترين اثر را داشته و با كاهش فاصله بوته ارتفاع گياه بطور معني‌داري افزايش يافته می باشد. در تراكم پايين توليد، شاخه فرعي از زاويه بين برگ­ها و ساقه اصلي لوبيا تحريك مي‌گردد و اگر چه با افزايش تراكم تعداد شاخه فرعي در گياه كاهش پيدا مي‌كند ولي كل شاخه‌هاي فرعي توليدي در واحد سطح افزايش مي‌يابد (صالحی­فرود، 1384).

تراکم مطلوب به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آن­ها عبارتند از: خصوصيات گياه، طول دوره رويش، زمان و روش كاشت، حاصلخيزي خاك، اندازه بوته، رطوبت در دسترس، تابش خورشيدي، الگوي كاشت و وضعيت علف‌هاي هرز (Dwivedi et al,1994).

تعداد صفحه :72