گرایش مالی

با عنوان : مطالعه ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سود

دانشگاه آزاداسلامی
واحدرشت

دانشکده علوم انسانی

گروه مدیریت بازرگانی

پایان­نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: مدیریت بازرگانی   

  گرایش: مالی

  عنوان:

مطالعه ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سودمبتنی براقلام تعهدی درشرکتهای رتبه بندی شده سازمان مدیریت صنعتی دربورس اوراق بهادارتهران

استادراهنما:

آقای دکترمحسن محمد نوربخش لنگرودی

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

 عنوان             صفحه

چکیده. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه. 3

1-2- تشریح وبیان موضوع پژوهش… 3

1-3- ضرورت واهمیت انجام پژوهش… 6

1-4- اهداف پژوهش… 6

1-4-1- اهداف علمی.. 7

1-4-1-1- تبیین تأثیر نظارت وام دهندگان بربدهی های کوتاه مدت. 7

1-4-1-2- تبیین ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت ورفتارمدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی. 7

1-4-2- اهداف کاربردی.. 7

1-4-2-1- ارتقای امورمالی وحسابداری. 7

1-4-2-2 ارتقای کیفیت صورتهای مالی بواسطه متغیربدهی های کوتاه مدت… 7

1-4-2-3- ارائه راهکاری به منظورکاهش رفتارهای فرصت طلبانه کارمندان ومدیران شرکت ها. 7

1-4-3- ضرورت های خاص انجام پژوهش.. 7.

1-5- فرضیه های پژوهش… 7

1-6- مدل رگرسیونی پژوهش….. 7

1-7- متغیرهای پژوهش… 9

1-8- سوال پژوهش… 10

1-9- قلمرو پژوهش… 10

1-9-1 قلمرو موضوعی.. 10

1-9-2- قلمرو مکانی.. 10

1-9-3- قلمرو زمانی.. 10

1-10- روش پژوهش… 11

1-11- نوع مطالعه. 11

1-12- جامعه ی آماری… 11

1-13- روش وطرح نمونه برداری… 11

1-14- ابزار گردآوری داده ها 12

1-15- ابزار تجزیه تحلیل… 12

1-16- تعریف مفهومی وعملیاتی واژه های کلیدی پژوهش….. 12

1-16-1- تعریف مفهومی.. 12

1-16-2-اقلام تعهدی اختیاری.. 13

1-16-3-مدیریت سود. 13

1-16-4-بدهی های کوتاه مدت… 13

1-16-5-تعریف عملیاتی.. 13

1-16-5-1-اقلام تعهدی جاری.. 14

1-16-5-2-مجموع دارایی ها 14

1-16-5-3- تغییرات فروش…. 14

1-16-5-4- تغییرات حسابهای دریافتنی.. 14

1-16-5-5- بازده دارایی ها 14

1-16-5-5- اقلام تعهدی اختیاری.. 14

1-16-5-6- بدهی.. 15

1-16-5-7-اعتبار. 15

1-16-5-8- ارزش بازار. 16

1-16-5-9- نسبت دارایی های کل منهای ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام عادی به کل دارایی ها (LEVERAGEit). 16

1-16-5-10-نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام عادی ( ). 16

1-16-5-11-زیان مالی.. 17

1-16-5-12- نسبت جریان نقدی ناشی از عملیات به کل دارایی از شروع سال مالی.. 17

1-16-5-13- انحراف استانداردفروش طی 5سال تقسیم بر کل دارایی ها( ). 17

1-16-5-14- متغیردامی …………………. 17

1-16-5-15-متغیر ………. 18

1-16-5-16-متغیردامی BIG.. 18

1-17- ساختار کلی پژوهش… 18

فصل دوم: ادبیات وپیشینه پژوهش

2-1- مقدمه. 20

2-2- مبانی نظری… 21

2-2-1- مفهوم سود. 21

2-2-2- مقایسه سود در حسابداری نقدی وتعهدی.. 22

2-2-3- هدف ازگزارشگری مالی.. 22

2-2-4- چارچوبی برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها 24

2-2-5- اقلام تعهدی.. 25

2-2-6- خطای برآورد، کیفیت اقلام تعهدی وکیفیت سود. 26

2-2-7- مدیریت سود. 27

2-2-7-1- تاریخچه مدیریت سود. 27

2-2-7-2- تعاریف مدیریت سود. 27

2-2-7-3- روش های ارزیابی مدیریت سود. 30

2-2-7-4- بعضی ازمدل های اندازگیری اقلام تعهدی اختیاری جهت مطالعه مدیریت سود. 31

2-2-7-5- طبقه بندی مدیریت سود. 35

2-2-7-6- طرح های(الگوهای) گوناگون مدیریت سود. 36

2-2-7-7- روش های نامشروع اعمال ِمدیریت سود. 37

2-2-7-8- انگیزه های مدیریت سود. 38

2-2-7-9- دیدگاههای مدیریت سود. 46

2-2-8- قراردادهای بدهی و اعتبار. 49

2-2-9- نظارت ومدیریت سود. 50

2-2-10- بدهی ومدیریت سود. 53

2-3- پیشینه پژوهش….. 54

2-3-1-پژوهش های مرتبط داخلی.. 54

2-3-2- پژوهش های مرتبط خارجی.. 56

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- مقدمه. 62

3-2- روش کلی پژوهش.. 62

3-3- اهداف پژوهش.. 63

3-3-1-اهداف علمی.. 63

3-3-2-اهداف کاربردی.. 64

3-4- قلمرو پژوهش.. 64

3-4-1- قلمرو موضوعی.. 64

3-4-2- قلمرو مکانی.. 64

3-4-3- قلمرو زمانی.. 64

3-5- روش گردآوری اطلاعات…. 64

3-6- جامعه آماري، روش نمونه‌گيري و حجم نمونه. 65

3-7- روش انجام کار. 66

3-7-1-مرحله اول : تصریح سنجی.. 66

3-7-2- مرحله دوم : تجزیه و تحلیل داده ها (داده سنجی). 66

3-7-3- مرحله سوم : روش سنجی.. 67

3-7-3-1- مدل پانل دیتا 67

3-7-3-2- مراحل روش تخمین مدل بوسیله داده های تلفیقی.. 70

3-7-3-3- روش برآورد. 71

3-7-3-4-آزمون ريشه واحد در دادههاي پانل.. 72

3-7-4- مرحله چهارم : تخمین و استباط آماری.. 73

3-7-5-مرحله پنجم: نتیجه گیری.. 73

3-8-فروض کلاسیک…. 73

3-8-1-مطالعه نرمال بودن باقیمانده ها(جمله اخلال) : 73

3-8-2-ناهمسانی واریانس…. 73

3-8-3-مطالعه عدم خود همبستگی.. 74

3-8-4- مطالعه ناهمبسته بودن جمله اخلال.. 74

3-9- فرضیات پژوهش.. 75

3-10- مدل رگرسیونی پژوهش….. 75

3-11-متغیرهای پژوهش….. 76

3-11-1-متغیر وابسته DCA.. 76

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-11-2-متغیرهای مستقل.. 77

3-11-3-متغیرهای کنترلی.. 78

3-12- پایایی و اعتبار ابزار پژوهش.. 81

3-13- اختصار فصل.. 81

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- مقدمه. 84

4-2- تبیین مدل پژوهش اول.. 84

4-2-1- آمار توصیفی مدل اول.. 85

4-2- 2- آمار استنباطی.. 86

4-2-2-1- مطالعه مانایی متغیرها 86

4-2-2-2- آزمون ریشه واحد.. 86

4-2-3-تخمین مدل اول.. 87

4-2-4-مقدار DCA.. 89

4-2-4-1- نرمال کردن متغیر DCA.. 89

4-3-تبیین مدل دوم. 91

4-3-1- آمار توصیفی مدل دوم. 92

4-3-2- آزمون ریشه واحد.. 93

4-3-3-تخمین مدل دوم. 94

4-4- مطالعه نرمال بودن باقی مانده ها (جمله اخلال)…..99

4-5- ناهمسانی واریانس……..100

4-5-1- واریانس در نرم افزار sata………….101

.-6-4 مطالعه عدم خودهمبتگی………102

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1-مقدمه. 104

5-2- اختصار موضوع وروش پژوهش….. 104

5-3- نتایج آماری آزمون فرضیه ها 105

5-4- نتایج آزمون فرضیه. 105

5-5-بحث ومقایسه پژوهش….. 106

5-6- محدودیت های پژوهش و نتیجه گیری کلی… 106

5-7- پیشنهادهای پژوهش….. 108

5-7-1- پیشنهادهایی مبتنی بر نتایج پژوش…. 108

5-7-2-پیشنهادهایی جهت پژوهش های آتی.. 108

منابع و مأخذ.. 110

پیوستها…. 115

1- آمار توصیفی.. 120

2- آزمون ریشه واحد.. 121

3- آزمون اثرات ثابت… 161

4- آزمون اثرات تصادفی.. 165

5- خروجی تخمین.. 161

چکیده

 به منظورافزایش کیفیت وارتقای امور مالی وحسابداری و باتوجه به تناقض دریافته های مطالعات پیشین درموردارتباط بین متغیرهای مدیریت سودوبدهی،برآن شدیم تابادرنظرگرفتن متغیرموثراعتبار،به تناقض درنتایج پژوهش های پیشین پاسخ مناسبی بدهیم.این‌ پژوهش به مطالعه ارتباط بین مدیریت سودو بدهی های کوتاه مدت درشرکت های رتبه بندی شده سازمان مدیریت صنعتی دربورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به منظوربررسی این ارتباط تعداد94شرکت درطی سالهای 1387 الی 1391(دوره 5ساله)انتخاب‌ گردید.آزمون فرضیه هابااستفاده ازرگرسیون چندمتغیره وتجزیه تحلیل داده ها ازطریق داده های پانل وبااستفاده ازالگوی اثرات ثابت انجام شده می باشد. یافته های پژوهش حاضرنشان می دهدکه بین متغیراعتبارشرکت هاومدیریت سود ارتباط منفی ومعناداری وجوددارد. ازسوی دیگربین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سوددرشرکت های بااعتباربالا رتبه بالا ارتباط منفی ومعناداری وجودداردامابین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سوددرشرکت های بااعتبارپایین رتبه پایین ارتباط مثبت ومعناداری وجوددارد. براساس نتایج می توان اینگونه استدلال نمود که درشرکت های بااعتباربالا رتبه بالا، تمایل مدیران برای مدیریت سود، باافزایشِ بدهی های کوتاه مدت، افزایش نمی یابدواین بادرمعرض نظارتِ بیشترقرارگرفتنِ شرکت های بااعتباربالاازسوی وام دهندگان سازگاراست. این نظارتِ بیشتر، بواسطه بهره گیری بیشترِشرکت های بااعتباربالا رتبه بالا ازبدهی های کوتاه مدت می باشد. نظارتِ بیشتربربدهی های کوتاه مدت به این دلیل می باشدکه بدهی های کوتاه مدت ریسک نقدینگیِ شرکت را افزایش می دهندواستفاده شرکت های با اعتباربالاازبدهی های کوتاه مدتِ بیشترنشان دهنده عدم رفتارفرصت طلبانه آن ها به مقصود مدیریت سودمی باشد، زیراامکان دستکاری دربدهی های کوتاه مدت جاری به منظورمدیریت سودکمترازبدهی های بلندمدت می باشد. با اتکا به به نتایج پژوهش حاضر از آنجایی که شرکت ها ی با اعتبار بالا سود حسابداری قابل اتکاتری ارائه می دهند و گزارشات مالی آن ها حاوی اطلاعات مفیدتری می باشد، لذا به سرمایه گذاران و تحلیل گران ایرانی پیشنهاد می گردد که در تصمیم گیری های خود اعتبار شرکت ها را نیز مد نظر قرار دهد.

کلید واژه : بدهی های کوتاه مدت ،مدیریت سود،اعتبار، نظارت

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

ارزش یک شرکت ناشی از انتظارات بازار از عملکرد آتی آن شرکت می باشد. لذا سیستم حسابداری اطلاعات موردنیاز جهت اخذ تصمیمات صحیح اقتصادی را در اختیار بهره گیری کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی می گذارد.بهره گیری کنندگان از صورتهای مالی جهت اخذ تصمیمات صحیح اقتصادی بیشترین توجه خود را به رقم سود حسابداری معطوف می دارند.لذا به دلیل توجه زیاد بهره گیری کنندگان از گزارشهای مالی برروی سود، مدیران شرکتها کوشش می‎کنند که رقم اعلام شده‎ی سود در صورتهای مالی را با اختیاراتی که دارند تحت تاثیر قرار دهند و آن را با در نظر داشتن شرایط و اهدافشان تغییر دهند. یکی از موارد دستکاری در اقلام تعهدی می تواند زمانی باشد که سود گزارش شده به عنوان یکی از عوامل مهم در ارزیابی ریسک اعتباری شرکتهای دارای بدهی در نظر گرفته می گردد.از آنجایی که تحقیقات پیشین در مورد ارتباط بین بدهی ومدیریت سود متناقض می باشد، فرض ما براین می باشد که عدم در نظر داشتن الف)نوعِ بدهی(بدهی های کوتاه مدت وبدهی بلندمدت) ب)متغیراعتبار، منجر به نتایج تجربی متناقض موجود در مطالعات قبلی شده می باشد.پس به نظر می رسدانجام تحقیقی در ارتباط با ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سود با در نظر گرفتن اعتبارشرکت ها ضروری می باشد.

 1-2- تشریح وبیان موضوع پژوهش

به عقیده اسکات[1] مدیریت سود عبارت می باشد از” انتخاب رویه های حسابداری توسط مدیرتا اینکه به واسطه این انتخاب، به اهداف خاصی نایل آید”. در این تعریف، انتخاب رویه های حسابداری یک مفهوم گسترده می باشد که هم شامل انتخاب روش های حسابداری، مانند انتخاب روش استهلاک مستقیم پیش روی روش نزولی ویاانتخاب روش شناخت در آمد می باشد وهم شامل اقلام تعهدی اختیاری می باشد. اقلام تعهدی اختیاری مواردی نظیر سیاست های خریدو فروش های اعتباری، ذخیره هزینه های تعلق گرفته وپرداخت نشده، ذخیره هزینه های تضمین کالا، ذخیره کاهش ارزش موجودی کالا، ذخایر مربوط به مخارج سازمان‎دهی مجدد وزمان بندی برای استهلاک ویا حذف دفتری دارایی ها می باشد. (اسکات، 1389، ص13).

در سالهاي اخير تعدادي از پژوهشگران کوشش كرده اند تا مديريت سود را طبقه بندي کنند. پژوهش هاي حسابداري در حوزه مديريت سود، مانند پژوهش هاي اثبا تي حسابداري مي باشد. تاكنون پژوهش‎هاي اثباتي حسابداري از دو ديدگاه فرصت طلبانه و كارآيي بررسي شده‎اند. موضوع بحث رویکرد فرصت‎طلبانه در واقع توضیح رفتار فرصت طلبانه مدیر در انتشار اطلاعات می باشد و مدیر کوشش می ‌کند که با دستکاری در ارقام حسابداری، به خواسته‎های شخصی خود نظیر پاداش بیشتر دست یابد. اما پیش روی رویکرد کارایی، دستکاری در ارقام حسابداری توسط مدیر را همواره درارتباط با منافع شخصی مدیر نمی داند. به بیانی دیگر در این رویکرد عقیده دارند که مدیریت سود موجب شفافیت بیشتر اطلاعات در شرکتهای غیر متمرکز می‎گردد و باعث کاهش عدم تقارن اطلاعات میان بهره گیری کنندگان مختلف می‎گردد. (بنی مهدوعرب عامری، 1390)

تحقیقات پیشین ازجمله تحقیقات کلین[2] (2002) وگوپتا [3](2008) در مورد بدهی و مدیریت سود به گونه کلی نشان دهنده یک اثرمضربرای بدهی می باشد. ادبیات مالی نشان می دهد که بدهی ممکن می باشد اثر مفیدی برای کیفیت گزارشات مالی داشته باشد. به عنوان مثال، مایرز[4](1977) پیشنهاد می کند که اثرات مفید بدهی زمانی قوی تراست که سررسیدبدهی، کوتاه می باشد. یکی از موارد دستکاری سود حسابداری می‎تواند زمانی باشد که سود گزارش شده قرار می باشد به عنوان یکی از عوامل مهم در ارزیابی ریسک اعتباری شرکتهای دارای بدهی در نظر گرفته گردد. (فیونگ، گودوین [5]، 2013).

فرضیه بدهی اظهار می کند که اگرواحد تجاری برای در پیدا نمود وام، با اعتبار دهندگان، قراردادی مبتنی برارقام حسابداری تنظیم نماید، درآن صورت اعتباردهنده محدودیت ها و شرط هایی نظیرداشتن حدمعینی از نسبت بدهی رابرای واحدتجاری ملزم می نماید. این موضوع باعث می گردد تا مدیران از روش ها وتکنیک های حسابداری استفاه نماید که سود ودارایی ها را افزایش دهند تااینکه نسبت بدهی کاهش یابد. در این زمینه دالی وال[6](1980) نشان داد شرکت هایی که نسبت بدهی بالایی دارندخط مشی های حسابداری راانتخاب می نمایندکه سود آن‎ها را افزایش دهد تابدین وسیله بتوانند برای دریافت وام با اعتبار دهندگان به توافق برسند. (بنی مهدوعرب عامری، 1390)

همچنین سوئینی[7] 1994رفتار مدیران واحدتجاری درمورد دستکاری ارقام حسابداریِ بهره گیری شده در قراردادهای بدهی را موردبررسی قرارداد. او دریافت که مدیران بادستکاری اقلام تعهدی بهره گیری شده درقراردادهای بدهی واجتناب ازبکارگیری استانداردها وروش های حسابداری کاهنده سود، سودرا افزایش می دهند.

درهمین راستا جاگی وپیچنگ [8](2002) دریافتند اگراعتباردهنده، درقرارداد وام، امتیازهاویاتخفیف هایی را برای شرکتهای درحال ورشکستگی ودارای بدهی بالا مقررنموده باشد، درآن صورت مدیران شرکت ها با انتخاب اقلام تعهدی اختیاری افزایش دهنده ی سود، سودراافزایش میدهند. تاازاعتباردهنده تخفیف دریافت نمایند. ونیز هرگاه دوره ی تخفیف منقضی گردد، مدیران انتخاب اقلام تعهدی اختیاریِ افزایش دهنده ی سود رامتوقف می نمایند.

همچنین اقلام تعهدی اختیاری درشرکت هایی که مفادقراردادهای بدهی خودرانقض کرده بودند توسط صالح واحمد [9](2005) مورد مطالعه قرارگرفت این پژوهشگران متوجه شدند که این شرکت ها قبل از دریافت وام، با انتخاب اقلام تعهدی افزایش دهنده‎ی سود، سود را افزایش و بعد از آن با انتخاب اقلام تعهدی کاهنده‎ی سود، سود را کاهش می دهند.

به علاوه داتا و همکاران[10](2005) در مطالعه های خود به این نتیجه دست یافتند که درغیاب هدف هم‎ترازی بین مدیران و سهامداران، بیشتر مدیران منفعت طلب، بدهی‎های بلندمدت را ترجیح می دهند. و مدیران بامالکیت سهم بیشتر در شرکت خود، از بدهی کوتاه مدتِ بیشتری بهره گیری می کنندکه این مسئله با تمایل مدیران به درمعرض نظارت بیشتر قرارگرفتن سازگاراست. وشرکتهایی که بدهی های کوتاه مدت را انتخاب می‎کنند بیشتر احتمال دارد تا با کاهش هزینه‎های نمایندگی درارتباط باشند. داتا و همکاران (2005)، اینگونه استدلال می کنند که نظارت توسط وام دهندگان برروی بدهی های کوتاه مدتِ شرکت ها می تواند هزینه‎های نمایندگی را کاهش داده، و حسابداری با کیفیت بالاتری را ارائه دهد.

اشباف[11] وهمکاران2006گزارش می دهند که کیفیت حاکمیت یک شرکت بطور مثبتی با اعتبارآن شرکت وسطوح بدهی(مقدار بدهی کم ویازیاد) وسررسیدبدهی(بدهی کوتاه مدت ویابلندمدت) شرکت ها در ارتباط می باشد. به عنوان مثال شرکت هایی با سطوح بسیار بالایی از بدهی چنانچه مکانیزم های حاکمیتی (حاکمیت شرکتی) ضعیفی داشته باشند می تواندمنجربه انگیزه هایی برای مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی گردد.

مدیریت سودغالبادرموردشرکت هایی رخ می دهدکه مکانیزم های باکیفیتی برای طرفداری ازمنافع سرمایه گذاران وکنترل رفتارفرصت طلبانه مدیران ندارند. ازجمله این مکانیزم هابه منظورکاهش مسئله ی نمایندگی وافزایش کیفیت سودواطلاعات ارائه شده مکانیزم نظام راهبری(مدیران غیرموظف به عنوان مکانیزم نظارتی درون سازمانی وسرمایه گذاران نهادی به عنوان مکانیزم نظارتی برون سازمانی) شرکتی می باشد. (کردتبار، رسائیان، 1389)

فرض ما بر این می باشد که عدم لحاظ متغیر اعتبار شرکت ها وتوجه به نوع بدهی(بدهی کوتاه مدت و بلند مدت) منجر به نتایج تجربی متناقض موجود در مطالعات قبلی شده می باشد.

نتایج یافته های گوپتا وهمکاران 2008، دریک مطالعه مقطعی درآمریکا، نشان دهنده ی ارتباط ای مثبت بین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سود می باشد. آنهااینگونه اظهار می کنندکه درواقع وام گیرندگان درتلاش برای کلاه برداری ازوام دهندگان بودند. باتوجه به تئوری بحران مالی آنهااستدلال کردندکه شرکت هایی با اخبار اقتصادی ناگوار بیشتر احتمال دارد که با بهره گیری از اقلام تعهدی و بدهی کوتاه مدت برروی این اخبار ناگوار سرپوش بگذارند.

اما این مطالعه انجام شده توسط گوپتاوهمکاران(2008)اعتبارشرکت هارادرنظرنمی گیرد و فرض آن‎ها براین می باشد که بدهی کوتاه مدت، مدیریت سودرابرای شرکت هاافزایش می دهد. درمقایسه بامطالعات گوپتا و همکاران (2008) پژوهش حاضر اعتبار شرکت هارانیزبه عنوان متغیری جدید در نظرمی گیرد. در پژوهش حاضر این سوال را مطرح می کنیم که آیا مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی درشرکت های با اعتبار بالا و دارای بدهی کوتاه مدت کمتراست؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بطورکلی استدلال ما بر این می باشد که شرکت های بااعتباربالاانگیزه کمتری برای مدیریت سوددارند. واین انگیزه کمتر برای مدیریت سود به دلیل نظارت بستانکاران برروی بدهی های کوتاه مدت می باشد.

 1-3- ضرورت واهمیت انجام پژوهش

بعضی از مطالعات ارتباط‎ی مثبتی را بین مدیریت سود و بدهی نشان می دهند که مانند این مطالعات می‎توان به یافته های کلین2002اشاره نمود و بعضی دیگر هیچ ارتباطی بین این دو متغیر در نظر نمی‎گیرند و بعضی دیگر مانند یافته های بکروهمکاران1998رابطه ای منفی رابین این دو متغیرنشان می دهند. به نظرمی رسدکه تأثیر نظارتی وام دهندگان برمدیریت، توسط بسیاری ازمطالعات انجام شده نادیده گرفته شده می باشد به عبارت دیگرمطالعات کمتری درموردمزایای نظارت بربدهی به کاربران گزارشگری مالی صورت گرفته می باشد. (فیوگ وگودوین، 2013).

شواهد مابانشان دادن مزایای نظارت وام دهندگان، می تواندبه کیفیت امورمالی وحسابداری کمک شایانی برساند.

پژوهش مابانشان دادن اینکه نوع بدهی(کوتاه مدت وبلندمدت) ومتغیراعتبارشرکت هانیزبرای مدیریت سود حائزاهمیت می باشد علت احتمالی برای تناقض درنتایج مستندشده توسط مطالعات قبلی رانشان می دهد.

این پژوهش شواهدی ازمزایای نظارت بربدهی های کوتاه مدت باتوجه به رفتارمدیریت سودمبتنی براقلام تعهدی ارائه می کند.

تعداد صفحه :196

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان